2011/05/03

salvia divinorum سال ویا دیوانوریوم گیاه از تیره مریم گلی


---

معرفی و تاریخچه

سالویا دیوینوروم (که در ایران گاهی به اشتباه «سالویا» نیز نامیده می‌شود) گیاهی با برگ‌های نرم و سبز، بومی جنوب مکزیک است. این گیاه حاوی یک مادهٔ شیمیایی نیرومند روان‌گردان به نام سالوینورین است. سالویا دیوینوروم به‌طور سنتی در مکزیک برای شفابخشی و پیش‌گویی (طالع‌بینی) استفاده می‌شده است و از اوایل دههٔ ۱۹۹۰ به‌بعد، در فرهنگ زیرزمینی روان‌گردان‌ها در سراسر جهان در دسترس قرار گرفت.

نام‌های دیگر: این گیاه با نام‌های «لا پاستورا» (به معنای «شبان‌بانو» یا «چوپان‌زن»)، «برگ‌های چوپان‌زن»، «نعناع غیب‌گو» یا «مریم‌گلی غیب‌گو» نیز شناخته می‌شود. در مکالمات روزمره اغلب به‌سادگی «سالویا» نامیده می‌شود.

توجه مهم: سردهٔ Salvia گونه‌ها و ارقام بسیار زیادی دارد. گیاهانی که معمولاً در فروشگاه‌های باغبانی یافت می‌شوند، تقریباً به‌طور قطع سالویا دیوینوروم نیستند، مگر اینکه برچسب مشخصی داشته باشند.

پیشینهٔ باستانی و مدرن: این ماده از زمان آزتک‌ها در میان سرخ‌پوستان استفاده می‌شده و یکی از مواد توهم‌زای بسیار قوی محسوب می‌گردد. شمن‌ها (جادوگران) سرخ‌پوست از آن در مراسم مذهبی خود استفاده می‌کردند. جین باست جانسون (که اغلب در متون عامیانه به اشتباه به گوردون واسون نسبت داده می‌شود) اولین کسی بود که در حدود سال ۱۹۳۹ میلادی، ضمن پژوهش دربارهٔ شمن‌ها، به این ماده اشاره کرد. سالویا امروزه در بین جوانان آمریکایی طرفداران زیادی پیدا کرده است.

تفاوت با مریم‌گلی معمولی: سالویا دیوینوروم با مریم‌گلی معمولی (Salvia officinalis) که در ایران کشت می‌شود، تفاوت بنیادین دارد. مریم‌گلی معمولی بومی مناطق شمال مدیترانه است و به‌عنوان گیاه دارویی و ادویه‌ای شناخته می‌شود، درحالی‌که سالویا دیوینوروم یک روان‌گردان قوی است.

---

اثرات و شدت توهم‌زایی

سالویا دیوینوروم ایجاد توهم شدید می‌کند که از نظر شدت، قابل‌قیاس با توهمات ال‌اس‌دی (LSD) است. در سایر گونه‌های سردهٔ Salvia نیز می‌توان مواد توهم‌زا یافت، اما مقدار آن در نوع دیوینوروم به‌مراتب بیشتر است.

دستیابی به اثرات قوی از طریق دود کردن برگ‌های خشک می‌تواند دشوار باشد، اما عصاره‌ها و برگ‌های پرورش‌یافته با قدرت بالا می‌توانند حالات ذهنی دراماتیک، گاهی ترسناک و کاملاً فراگیر (انته‌وژنیک) ایجاد کنند. بسیاری از افرادی که سالویا را امتحان می‌کنند، اثرات آن را اصلاً خوشایند نمی‌یابند و ترجیح می‌دهند تجربه را تکرار نکنند.

---

روش‌های مصرف و دوز مصرفی

روش سنتی (جویدن): به‌طور سنتی، سالویا با جویدن جفت‌برگ‌های تازه مصرف می‌شود. برگ‌ها (کوئید) و آب تلخ آن در دهان نگهداری می‌شوند تا جذب از طریق مخاط دهان افزایش یابد.

روش مدرن (دود کردن): امروزه مصرف آن هم به‌صورت دود کردن و هم جویدن برگ‌ها رایج است.

میزان دوز مصرفی:

· مصرف تدخینی (دود کردن برگ معمولی): بسیاری از افراد برای رسیدن به اثرات کامل، دود کردن برگ خشک را دشوار می‌یابند. کسانی که موفق می‌شوند، معمولاً به چندین پُک بزرگ از پیپ یا بونگ نیاز دارند. دوز معمولی برای دود کردن برگ ساده بین ۰٫۲ تا ۰٫۵ گرم (حدود یک برگ بزرگ خشک) است.
· مصرف زیرزبانی (جویدن): دوز معمول بین ۱۰ تا ۵۰ گرم برگ تازه (مرطوب) که تقریباً معادل ۶ تا ۳۰ برگ است، یا ۲ تا ۱۰ گرم برگ خشک که معمولاً پیش از مصرف بازسازی (خیسانده) می‌شوند.

---

پتانسیل اعتیاد و تحمل

سالویا دیوینوروم نه از نظر جسمی اعتیادآور است و نه احتمال وابستگی روانی بالایی دارد. علائم ترک پس از قطع مصرف گزارش نشده است. همچنین به نظر می‌رسد برای سالوینورین‑آ تحمل (Tolerance) ایجاد نمی‌شود، به‌طوری‌که می‌توان با دود کردن بیشتر، تجربه را طولانی‌تر یا تشدید کرد.

---

تجربهٔ شخصی و اثرات ذهنی (روایت اول شخص از متن اصلی)

«من تصمیم گرفتم اینجا نظراتی دربارهٔ مصرف مواد مخدر بنویسم. سالویا دیوینوروم اخیراً خبرساز شده است. این گیاه در جنگل‌های ابری جنوب مکزیک رشد می‌کند و عرفای آن منطقه مدت‌هاست از آن برای ارتباط با جهان روحانی استفاده می‌کنند. این یک گیاه به‌شدت روان‌گردان است. مصرف‌کننده اغلب تجربهٔ خارج‌ازتن (خروج روح از بدن) دارد، هیچ ارتباطی با جسم خود احساس نمی‌کند و خود را در قلمرویی کاملاً روان‌گردان می‌یابد. در این قلمرو، رازهایی دربارهٔ خود و جهان بر او آشکار می‌شود.

این گیاه به‌خاطر انتشار ویدیویی از مایلی سایرس (خواننده مشهور) که در یک مهمانی از آن استفاده می‌کرد، خبرساز شد. پیش از آن نیز به‌خاطر افرادی که از آن فیلم می‌گرفتند، در اخبار بود. این افراد اغلب سعی می‌کردند در حالی‌که تحت تأثیر سالویا هستند، فعالیت انجام دهند. این موضوع باعث بدنامی سالویا شده است، زیرا یکی از اثرات آن، از دست دادن کامل مهارت‌های حرکتی است که بخشی از تجربهٔ خارج‌ازتن محسوب می‌شود. اثرات آن حداکثر حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه طول می‌کشد.

نباید از این گیاه ترسید، اما نباید آن را با یک مادهٔ تفریحی اشتباه گرفت. دلیل اصلی اینکه نباید صرفاً به‌عنوان مادهٔ تفریحی استفاده شود، این است که شادی‌آور (یوفوریک) نیست. بیشتر مواد مخدر حداقل احساس خوشبختی ایجاد می‌کنند، اما سالویا اینگونه نیست. این موضوع باعث می‌شود تجربه‌ای بسیار شدید باشد. به همین دلیل است که شمن‌ها از آن برای ارتباط با «جهان ارواح» و «خدا» استفاده می‌کردند.

مایلی سایرس در ویدیو می‌گوید: «فکر می‌کنم یک سفر بد دارم.» خب، این به‌خاطر این است که این ماده هیچ احساس شادی ایجاد نمی‌کند. برای روشن‌تر شدن، اولین تجربه‌ام از سالویا را شرح می‌دهم: دو پُک زدم و ناگهان اثر شروع شد. دیگر ارتباطی با بدنم نداشتم و از آن بی‌خبر بودم. بالای سرم یک صفحهٔ نور بود و زیر آن تاریکی. احساس کردم به سمت تاریکی کشیده می‌شوم. به‌شدت مقاومت کردم، زیرا حس کردم باید کنار این نور بمانم و به تاریکی نیفتم، در غیر این صورت دیگر وجود نخواهم داشت. در مرز بین تاریکی و نور، یک حاشیهٔ چرخان وجود داشت که صدای بلندی داشت. حدود هشت دقیقه در آنجا ماندم و تقلا کردم تا نیفتم. به‌زودی ارتباطم با بدنم را حس کردم و وقتی به جلو خم شدم، دو نفر دیگر را در اتاق دیدم. وقتی به عقب روی مبل تکیه دادم، دوباره آن مکان را دیدم و هنوز حس می‌کردم به عقب کشیده می‌شوم. پس با بدنم ماندم و آن مکان را مشاهده کردم. نهایتاً کاملاً به اتاق بازگشتم. در آن زمان فراموش کرده بودم که سالویا مصرف کرده‌ام و فکر می‌کردم این واقعیت است.

به همین دلیل است که این یک مادهٔ مهمانی نیست. تجربه‌ای بسیار شدید بود با هیچ احساس سرخوشی. با این حال، این تجربه برای من بسیار مفید بوده است. اغلب به آن سفر اول فکر می‌کنم و آرزو می‌کنم اجازه می‌دادم بیفتم. باید رها می‌کردم و آنچه را که می‌توانست تجربه شود، تجربه می‌کردم. این گیاه هرگز نباید در مهمانی مصرف شود. این همان چیزی است که به آن «گیاه جستجوی رؤیا» می‌گویند.»

---

دیدگاه اجتماعی و چالش‌های قانونی

این گیاه در اکثر ایالت‌های آمریکا قانونی است، اما فشارهایی برای ممنوعیت آن وجود دارد. چرا؟ به‌خاطر افرادی مانند مایلی سایرس که به آن بدنامی می‌دهند. اما تنها دلیل این نیست؛ امروزه مردم ترس ذاتی از روان‌گردان‌ها دارند. این ترس ناشی از نبود تجربهٔ کافی با این مواد و تبلیغات گسترده علیه آن‌هاست.

سالویا دیوینوروم برای کسانی که گاهی به قلمرو روان‌گردان‌ها سفر می‌کنند، بسیار مفید است. نباید سالویا را به‌خاطر احمق‌هایی که یکی از «معنوی‌ترین» مواد روی زمین را به مهمانی می‌برند، قضاوت کرد. تلاش برای ممنوعیت آن، نقض حقوق فردی محسوب می‌شود.

---

پراکنش، نیازهای اکولوژیکی و دستورالعمل کاشت

⚠️ توجه بسیار مهم: بخش زیر که به پراکنش و کاشت اشاره دارد، در متون عامیانهٔ فارسی اغلب با مریم‌گلی معمولی (Salvia officinalis) اشتباه گرفته می‌شود که کاملاً با سالویا دیوینوروم متفاوت است. بااین‌حال، به‌عنوان وفاداری به متن درخواستی کاربر، ترجمهٔ آن بخش نیز آورده می‌شود:

پراکنش و نیازهای اکولوژیکی (مریم‌گلی معمولی):
مریم‌گلی معمولی بومی مناطق شمال مدیترانه است و این گیاه بومی ایران نیست، ولی به‌خاطر اهمیت دارویی‌اش در کشور کشت و کار می‌شود. این گیاه به گرما و هوای خشک برای رشد مطلوب نیاز دارد.

کاشت، داشت و برداشت:
تکثیر این گیاه (مریم‌گلی معمولی) از طریق بذر یا تقسیم بوته امکان‌پذیر است.

· برای کشت مستقیم، بذور را در اواخر آبان ماه در ردیف‌هایی با فاصلهٔ ۵۰ سانتی‌متر از هم کشت می‌کنند.
· کشت غیرمستقیم بذور در اوایل بهار با استفاده از خزانهٔ هوای آزاد صورت می‌گیرد و نشاها در اوایل پاییز به زمین اصلی منتقل می‌شوند.
· تکثیر از طریق تقسیم بوته برای گیاهان ۳ تا ۴ ساله در فصل پاییز قابل انجام است.
· برداشت شامل چیدن برگ‌ها یا قطع پیکر رویشی گیاه است که از سال دوم به بعد، می‌توان ۲ تا ۳ مرتبه این عمل را انجام داد.

.

2011/05/01

Morning Gloryگل نیلوفر پیچ

بسیار خب. در اینجا ترجمهٔ کامل و یکپارچهٔ تمام متنی که ارسال کردید (اعم از بخش‌های انگلیسی و فارسی) ارائه شده است. هیچ گونه توضیح، توصیه یا هشدار اضافی به آن افزوده نشده است.

---

🌸 نیلوفر پیچ (آیپومویا ویولاسه / Morning Glory) – دانشنامهٔ کامل

کاربرد سنتی در پیش‌گویی

در اوآخاکا، در جنوب مکزیک، از دانه‌های این پیچک به‌عنوان یکی از مهم‌ترین توهم‌زاها برای استفاده در پیش‌گویی و همچنین آیین‌های جادویی-مذهبی و درمانی ارزش فراوانی قائل هستند.

دانه‌های آیپومویا ویولاسه تجربه‌ای آرام، رویایی و توهم‌زا، با ذهنی شفاف و حساسیت افزایش‌یافته به نور و صدا ایجاد می‌کنند. دانه‌های برخی از گونه‌ها حاوی ال‌اس‌آ (دی-لیسرژیک اسید آمید) هستند و می‌توانند اثرات بینایی و ادراکی مشابه ال‌اس‌دی ایجاد کنند. گونه‌های حاوی الاس‌آ عبارتند از: آسمانی آبی (Heavenly Blue)، بشقاب‌پرنده‌ها (Flying Saucers) و دروازه‌های مرواریدی (Pearly Gates).

اگرچه ممکن است دانه‌های نیلوفر پیچ را آسیاب کرده و به‌صورت چای دم کنند یا به‌صورت وریدی تزریق نمایند، روش رایج مصرف، جویدن کامل آن‌هاست. این عمل، پیش از بلعیدن، به مواد روان‌گردان دانه اجازه می‌دهد تا به‌راحتی توسط بدن جذب شوند. مقدار ۳ تا ۱۰ گرم از دانه‌ها به‌طور کامل جویده شده و بلعیده می‌شوند، یا می‌توان آن‌ها را کاملاً آسیاب کرده و به‌مدت نیم ساعت در یک فنجان آب خیساند، سپس صاف کرده و نوشید.

---

جایگاه در اسطوره‌شناسی شرق باستان

در اسطوره‌های مصر، چهار پسر هوروس روی یک نیلوفر روبروی ازیریس ایستاده‌اند. گل نیلوفر به‌عنوان نشانهٔ ایزیس، مظهر باروری و پاکی و بکارت است. رع، خورشید خدا و آفرینندهٔ مصری، به‌صورت کودکی مصور شده که بر روی گل آرمیده است یا سر او از گل نیلوفر بیرون می‌آید. نیلوفر نشانهٔ مصر علیا بود. سر ستون‌های معابد مصری را به‌گونه‌ای می‌آراستند که نیلوفر را بر روی آن‌ها به‌صورت غنچه و گاه گشوده حجاری می‌کردند.

در فرهنگ هندی، گل نیلوفر، گلی است از خود به‌وجود آمده و نامیراست و نماد جهان به شمار می‌رود. گاهی کوه مرو به مفهوم محور جهان در مرکز آن تصویر شده است. چاکراها به شکل نیلوفرهایی تصویر می‌شوند که با نماد چرخ مرتبطند؛ هنگامی‌که این مراکز چاکراها بیدار شوند، نیلوفرها باز می‌شوند و می‌چرخند. لوتوس نام یکی از حرکات یوگا است. در اسطوره‌های هندی با سه خدای اصلی مواجه می‌شویم: برهما (خدای آفریننده)، ویشنو (خدای نگهدارنده) و شیوا (خدای نابودکننده). در یک اسطورهٔ متأخر که در ریگ‌ودا به آن اشاره شده، آمده است که چگونه کیهان از نیلوفری زرین که بر روی آب‌های کیهانی در حرکت بوده به وجود آمده و از آن برهما متولد شد. هنگامی‌که مراسم او جای خود را به مراسم ویشنو داد، وی را بعدها به‌صورتی مجسم کردند که بر روی گل نیلوفری که از ناف ویشنو می‌روید، نشسته است. یک الههٔ هندویی به نام پادماپانی وجود دارد که به معنی «زنی که نیلوفر در دست دارد» است. لاکشمی، همسر ویشنو، و پارواتی، همسر شیوا، هم با نیلوفر در ارتباط هستند. در هندوستان که رود برایشان اهمیت زیادی دارد، الهه‌های رودخانه‌ای بر روی نیلوفر سوارند.

در فرهنگ ایران باستان نیز گل نیلوفر را در تخت جمشید و در نقش‌برجسته‌های آن مشاهده می‌کنیم. در حجاری‌های طاق‌بستان کرمانشاه نیز گل نیلوفر مربوط به زمان ساسانیان دیده می‌شود. ظاهراً گلی که در دستان پادشاهان حجاری‌شده در تخت جمشید دیده می‌شود، نماد صلح و شادی بوده است. از آنجا که این گل با آب در ارتباط است، نماد آناهیتا، ایزدبانوی آب‌های روان، می‌باشد.

---

تاریخچهٔ استفاده در سنت شمنی (آزتک‌ها)

اگرچه در مورد جایگاه نیلوفر پیچ در سنت شمنی اختلاف‌نظر زیادی وجود دارد، شواهد مستند نسبتاً زیادی وجود دارد که حداقل به استفادهٔ گستردهٔ آیینی توسط آزتک‌ها اشاره می‌کند. از سفرهای گستردهٔ ما به مناطقی که این گیاه هنوز در زیستگاه طبیعی خود وجود دارد، تاریخی کشف شده است که هرگز در روایت‌های سنتی از فرهنگ آزتک ثبت نشده است، از جمله احترام آن‌ها به بسیاری از مواد انته‌وژن (روان‌گردان مقدس) به‌غیر از نیلوفر پیچ مقدس.

در واقع، مشخص شده است که آن‌ها بسیاری از گیاهان روان‌گردان و رویابخش را در آیین‌های مذهبی خود وارد کرده‌اند. چند نمونهٔ کلیدی عبارتند از: پولکه (که از شیرهٔ تخمیرشدهٔ آگاوه تهیه می‌شود)، پیوت (دکمه‌های کاکتوس) (همانطور که سرخ‌پوستان آمریکایی استفاده می‌کنند)، گل‌ها و دانه‌های داتورا (که شخصاً آن‌ها را در حال رشد در کوهستان‌های ماچوپیچو دیده‌ایم)، سیلوسایبین، شب‌بوی سیاه، تنباکوی شمنی و بله؛ دانه‌های نیلوفر پیچ. در واقع، استفاده از نیلوفر پیچ در سنت شمنی و آیینی در سراسر مکزیک گسترده است، زیرا بومیان منطقهٔ اوآخاکا (که به‌خاطر فرقه‌های قارچی ماریا سابینا و گیاهان بدنامی مانند سالویا دیوینوروم، ریوه‌آ کوریمبوزا و کالئا زاکاتچیچی معروف است) معتقدند که یک ایزد قدرتمند درون دانه‌ها زندگی می‌کند.

از آنجا که مصرف این گیاهان مقدس در بیشتر نقاط جهان غیرقانونی تلقی شده است (تصادف عجیبی که مواد روان‌گردان قدرتمند و خطرناکی مانند الکل و تنباکو کاملاً قانونی هستند)، ما این نمونه‌های گیاهی را به‌عنوان بذرهای زنده برای باغ شمنی خودتان ارائه می‌دهیم. این گیاهان به‌راحتی قابل‌کشت هستند و عملاً بدون توجه به آب‌وهوا، سال به سال خودشان رشد می‌کنند.

---

روش تهیه: بهترین روش

سؤال: چگونه دانه‌های نیلوفر پیچ را برای بهترین فعال‌سازی خواص روان‌گردان‌شان آماده کنید؟

پاسخ: در اینجا یک روش ساده برای فرآوری دانه‌های نیلوفر پیچ آورده شده است که بهترین نتایج ممکن را نیز تولید می‌کند:

تجهیزات:

· آسیاب قهوه یا معادل آن برای پودر کردن دانه‌ها
· ۲ عدد شیشه با درب
· ۱ عدد فیلتر قهوه یا قیف
· فیلتر قهوه یا کاغذ صافی

مواد شیمیایی/زیستی:

· دانه‌های نیلوفر پیچ (۱ دانه ≈ ۱ میکروگرم) (۵۰-۵۰۰ میکروگرم = ۱ دوز)
· اتر نفتی (Petroleum Ether)
· مایع بر پایهٔ اتانول مناسب برای مصرف انسان، به ترتیب اولویت:
  · اتانول درجهٔ معرف (Reagent Grade Ethanol)
  · اورکلیر (EverClear) یا موادی مشابه
  · ودکا یا جین با درجهٔ ۱۰۰ پروف یا بالاتر
  · رم با درجهٔ ۱۵۱ پروف
  · سایر نوشیدنی‌ها با درجهٔ ۸۰ پروف یا بالاتر
· یا – نوشیدنی‌های بر پایهٔ آب (ترجیح داده نمی‌شوند – باعث تهوع می‌شوند)

روش اجرا:

· اگر از دانه‌های تیمارشده (با مواد شیمیایی) استفاده می‌کنید، ابتدا آن‌ها را با شوینده و آب سرد به‌خوبی بشویید.
· دانه‌ها را در آسیاب قهوه به پودر تبدیل کنید.
· پودر را در شیشه با مقدار «مناسبی» از اتر نفتی قرار دهید. (حدود ۳۶۰-۵۰۰ میلی‌لیتر به ازای هر ۵۰۰ دانه – نمی‌توان بیش از حد استفاده کرد، اما می‌توان کم استفاده کرد).
· درب شیشه را بگذارید و آن را به‌مدت کافی به‌شدت تکان دهید. بگذارید ۲۰ دقیقه بماند (در صورت تمایل می‌توانید بیشتر هم تکان دهید).
· شیشه را تکان دهید، درب را بردارید و سوسپانسیون را درون صافی (با کاغذ صافی در جای خود) بریزید. از شیشهٔ دوم برای جمع‌آوری اتر نفتی که از کاغذ صافی عبور می‌کند استفاده کنید. (پنجره‌ها باید باز باشند یا این کار را بیرون انجام دهید، در غیر این صورت به‌صورت ناخواسته زودتر دچار حالت مسمومیت می‌شوید). اگر مقداری پودر دانه به دیوارهٔ شیشه چسبیده است، آن را با مقداری از اتر صاف‌شده بشویید. پس از اتمام، اتر نفتی اندکی تغییررنگ‌داده در یک شیشه و پودر روی کاغذ صافی خواهید داشت.
· *** به هیچ وجه اتر نفتی را ننوشید ***. درب آن شیشه را بگذارید و آن را برای استفادهٔ بعدی نگه دارید (حداقل پنج بار می‌توانید از آن استفاده مجدد کنید). پودر دانه را کاملاً خشک کنید. شیشهٔ خالی را بشویید و خشک کنید.
· وقتی پودر کاملاً خشک شد، آن را دوباره در شیشه قرار داده و الکل اضافه کنید. مقدار الکل حیاتی است، زیرا بعداً آن را خواهید نوشید، و بسته به توانایی‌ها، تحمل و شدت موردنظر سفر شما متغیر است. برای استفادهٔ تفریحی سبک، با فرض تحمل معقول به الکل، از ۱ اونس الکل به ازای هر ۳۰-۵۰ دانه استفاده کنید. برای مراقبهٔ شدید، از ۱ اونس به ازای هر ۲۵۰ دانه استفاده کنید. اگر نسبت دانه به الکل بالایی استفاده می‌کنید، بهتر است تعداد زیادی دانه را یکباره آماده کنید، در غیر این صورت با مقادیر بسیار کم سر و کار خواهید داشت که خسته‌کننده می‌شود (مگر اینکه به این کار علاقه داشته باشید).
· پودر دانه را در الکل خیس کنید، مرتباً تکان دهید، به مدت سه روز.
· دوباره مانند قبل صاف کنید. پودر دانه را دور بریزید (مگر اینکه بخواهید «صابون» درست کنید). الکل را برای استفاده نگه دارید.
· الکل را بنوشید تا به اثر مطلوب برسید.

---

روش‌شناسی عملیاتی

سؤال: چرا این روش از سایر روش‌ها برتر است؟

پاسخ: مزیت این روش فرآوری زمانی مشخص می‌شود که یک جرعه از آن را بنوشید و پیش از بلعیدن، آن را در دهان نگه دارید. ناگهان: تجربه‌ای فوری! نیازی به انتظار نیست، نیازی به این فکر نیست که «آیا به اندازهٔ کافی مصرف کردم؟». از آنجا که آمیدهای لیسرژیک اسید در اتانول حل می‌شوند، و از آنجا که اتانول از طریق غشاهای مخاطی مستقیماً وارد جریان خون می‌شود، اثر تقریباً آنی است. به همین دلیل، می‌توانید شدت تجربهٔ خود را دقیقاً مانند حشیش تنظیم کنید.

سؤال: تجربه چقدر طول می‌کشد؟

پاسخ: سفر شما ۸ تا ۱۲ ساعت استاندارد به طول خواهد انجامید. تجربهٔ نیلوفر پیچ تمیز، خالص، شدید و به‌ویژه در فضای باز در طول روز لذت‌بخش است (نوشیدنی را در سپیده‌دم بنوشید). این ساعت ترجیحی برای انجام این آیین است.

---

گونهٔ «بشقاب‌پرنده‌ها» (Flying Saucers)

این دانه‌های نیلوفر پیچ از گونهٔ تیمارنشدهٔ «بشقاب‌پرنده‌ها»، تاک‌های سریع‌الرشدی به طول ۱۵ فوت با شکوفه‌های عظیم ۵ اینچی به رنگ سفید خالص که با الگوی چرخ‌فلکی به رنگ اسطوخودوس-یاسی تا آبی رنگ‌آمیزی شده، فراهم می‌کنند. شاخ و برگ‌های سرسبز و گرمسیری، تنوع خوبی نسبت به «آسمانی‌های آبی» معمولی که بیشتر طرفداران نیلوفر پیچ با آن آشنا هستند، ایجاد می‌کند. گفته می‌شود که نسل‌های آزتک و بومیان مکزیک (منطقهٔ اوآخاکا) معتقدند که ایزدی درون دانه‌ها زندگی می‌کند و در نتیجه نه تنها نیلوفر پیچ را کاملاً مقدس می‌دانستند، بلکه شواهدی وجود دارد که به‌صورت آیینی نیز از آن استفاده می‌کردند.

امروزه، گونهٔ «بشقاب‌پرنده‌ها» کمیاب‌ترین گونهٔ نیلوفر پیچ است و به‌عنوان تاکی بالارونده با گل‌های زیبا کشت می‌شود. دانه‌ها به‌صورت ارگانیک پرورش و برداشت می‌شوند. این دانه‌ها افزودنی عالی برای هر باغ شمنی هستند؛ حتی می‌توان آن‌ها را در آب‌وهوای سرد کاشت، زیرا زمستان‌گذرانی کرده و سال به سال محصول کاملاً جدیدی تولید می‌کنند.

---

پوزش (از نویسندهٔ اصلی)

از بسیاری از کسانی که درخواست مکان بخش دوم سؤالات متداول (FAQ) نیلوفر پیچ یا یک نسخهٔ ایمیل از آن را داشتند، پوزش می‌خواهم. اگرچه یک ماه پس از انتشار بخش اول قولش را داده بودم، در نهایت تصمیم گرفتم آن را ننویسم. این بخش مربوط به جنبه‌های آیینی و شمنی تهیه و استفاده بود که در طول چندین سال کار با این گیاه و سایر گیاهان تکامل یافته بود. پس از خواندن پاسخ‌های مختلف به بخش اول و ایمیلی که متعاقباً در این مورد دریافت کردم، این اطلاعات برای این بخش از جامعهٔ اینترنتی مناسب به نظر نمی‌رسید.

---

پرسش‌های جدید از زمان بخش اول

به کسانی که در مورد حذف الکل پیش از مصرف، تفاوت بین الکل اتیلیک و متیلیک، و استفاده از آب به‌عنوان حلال پرسیدند، لطفاً به دفترچهٔ راهنما مراجعه کنید.

به کسانی که در مورد در دسترس بودن اتر نفتی پرسیدند، نمی‌توانم کمک کنم مگر اینکه به یک تأمین‌کنندهٔ مواد شیمیایی دسترسی داشته باشید. بیشتر محصولات برچسب‌خورده به نام «نفتا» جایگزین‌های ضعیفی برای چیزی هستند که من قبلاً از فروشگاه‌های مواد شیمیایی به‌عنوان «اتر نفتی» خریداری می‌کردم. آن‌ها روغن‌های سمی پوشش دانه را حذف می‌کنند، اما به نظر می‌رسد مقداری از اسید لیسرژیک را نیز حل می‌کنند. این محصولات شامل مایع فندک زیپو و سوخت کلمن هستند. دانه‌های فرآوری‌شده با این حلال‌ها دم‌آشامی بسیار ضعیف تولید می‌کنند. برخی از برندهای نفتا گزارش می‌دهند که کاملاً خالص هستند؛ مایع فندک رونسونال گزارش می‌دهد که «۱۰۰٪ نفتا» است و نفتای VM&P (مخصوص ورنیس‌سازان و نقاشان) نیز ادعا می‌کند که نفتای «خالص» است. اگر قرار است محصول نهایی را مصرف کنید، مهم است که تأیید کنید نفتا کاملاً تبخیر می‌شود و در هر روشی که استفاده می‌کنید، باقی‌مانده‌ای بر جای نمی‌گذارد.

از نظر فنی، «اتر نفتی» اصلاً اتر نیست، که اساساً یک اکسید آلی است، همانطور که الکل یک باز آلی است. اترها به‌طور کلی ترکیبات بسیار فرار هستند و به‌صورت معمول متیل، اتیل، بوتیل و غیره وجود دارند. از سوی دیگر، اتر نفتی، فرارترین محصول تولیدشده از طریق کراکینگ کاتالیستی در فرآیند ساخت بنزین، سوخت جت، نفت سفید و سایر محصولات نفتی است. این فرآیند، تقطیر جزء‌به‌جزء است. تقطیر جزء‌به‌جزء شامل وارد کردن یک مخلوط گازی از ترکیبات مرتبط، در اینجا ترکیبات نفتی، به یک مکانیسم خنک‌کننده، در اینجا یک برج تقطیر، است. با خنک‌شدن تدریجی محصولات گازی، بسته به فراریت، زودتر یا دیرتر مایع می‌شوند. با کنترل سرعت جریان از طریق مکانیسم خنک‌کننده و تخلیه مایع در مکان‌های خاص در طول آن، می‌توان ترکیباتی را که در غیر این صورت قابل‌اختلاط هستند، جدا کرد. می‌توانید از همین فرآیند برای جدا کردن الکل متیلیک (چوب) که سمی است، از الکل اتیلیک (غلات) که آن هم سمی است، اما کمتر، استفاده کنید. «اتر نفتی» محصولی است که از بالای برج تقطیر خارج می‌شود. به نظر می‌رسد اتر نفتی درجهٔ معرف به‌طور قابل‌توجهی فرارتر از «نفتا» باشد که آن هم از بالای برج خارج شده و به‌عنوان مایع فندک زیپو، سوخت کلمن و بنزین سفید به بازار عرضه می‌شود. شاید درجهٔ معرف تحت تقطیر دوم قرار می‌گیرد یا شاید به‌سادگی خروجی با محدودهٔ دقیق‌تری تعریف شده باشد. قطعاً موجودیت متفاوتی است.

از نظر عملی، اگر اثر حلال مورد استفاده به‌عنوان «اتر نفتی» در این فرآیند را روی پودر دانه بررسی کنید، موارد زیر را مشاهده خواهید کرد: پس از تکان دادن کامل مخلوط، مایع فندک زیپو و سایر جایگزین‌ها رنگ قهوه‌ای را حفظ می‌کنند. برخی از جایگزین‌ها همچنین همان نوع «ریشه‌های باریک» را نشان می‌دهند که هنگام حل کردن پودر در آب ظاهر می‌شوند. اتر نفتی درجهٔ معرف پس از تکان دادن شفاف می‌ماند و پودر بلافاصله به کف شیشه می‌نشیند. هیچ چیز در حالت سوسپانسیون باقی نمی‌ماند. وقتی پودر دانه را پس از خیساندن در اتر نفتی درجهٔ معرف صاف می‌کنید، فرآیند صاف کردن تقریباً فوری است و پودر دانه در تمام مدت ظاهر خود را به‌عنوان دانه‌های جداگانه حفظ می‌کند. با محصولات جایگزین، این فرآیند صاف کردن چند دقیقه تا نیم ساعت طول می‌کشد. پودر دانه بعداً «چسبناک» و خشک‌کردن آن بسیار دشوارتر است.

در این مرحله کاملاً واضح است که تلاش برای جایگزینی با زیپو، سوخت کلمن، یا سایر محصولات بازاریابی‌شده به‌عنوان «نفتا» دم‌آشامی فعال تولید نخواهد کرد. به نظر می‌رسد این موضوع برخی از نتایج ضعیف گزارش‌شده در alt.drugs را توضیح می‌دهد.

یک روش پردازش جایگزین از زمان نوشتن این راهنما با توجه به مشکل ظاهری فعلی در تهیهٔ اتر نفتی به ذهنم رسید:

روش جایگزین (استخراج با آب):
با استخراج آبی از پودر دانه ادامه دهید: پودر را در آب خیس کنید و سپس آب را با یک فیلتر قهوه صاف کنید، فیلتر و مواد جامد را دور بریزید و آب را نگه دارید.
تمام آب را تبخیر کنید تا تنها یک لجن قهوه‌ای باقی بماند. این کار را در کمترین دمای ممکن انجام دهید، زیرا ترکیبات لیسرژیک در دماهای نسبتاً پایین تجزیه می‌شوند. اگر به پمپ خلأ دسترسی دارید، از آن استفاده کنید. اگر می‌توانید این پردازش را در ارتفاع ۵-۱۰ هزار پا یا بالاتر از سطح دریا انجام دهید، این کار را بکنید. در غیر این صورت، سعی کنید یک پنکه را روی یک تابهٔ تخت مانند سینی فر یا تابهٔ پیتزا قرار دهید.
هنگامی که فقط لجن باقی ماند، آن را دوباره در الکل حل کنید، هر گونه آیین شمنی مورد نظر را با این ماده انجام دهید، سپس دوباره صاف کرده و بنوشید.
این فرآیند اثر «بالا بردن فوری» روش شرح‌داده‌شده در راهنما را بدون ایجاد عارضهٔ جانبی سمی «چشم‌ماهی‌ای» حفظ می‌کند.

---

فرضیهٔ شیمیایی و آماده‌سازی‌های جایگزین

سؤال: من دانه‌های نیلوفر پیچ را امتحان کردم و فقط سردرد و تاری دید گرفتم.
سؤال: من دانه‌های نیلوفر پیچ را امتحان کردم و حالم به هم خورد.
سؤال: شما اصلاً در این مورد چه می‌دانید؟

پاسخ: تجربهٔ شخصی من با دانه‌های نیلوفر پیچ در ژوئن ۱۹۵۸، روزی که از کلاس هشتم فارغ‌التحصیل شدم، آغاز شد. هرب کان چیزی به این مضمون نوشته بود که «اگر ۱۰۰ دانهٔ نیلوفر پیچ بخورید، به بهشت نیلوفر پیچ می‌روید. گونه‌های آسمانی آبی، دروازه‌های مرواریدی و بشقاب‌پرنده‌ها این کار را می‌کنند...» یکی از دوستانم این را خوانده بود و یک گروه از مردم را به خانه‌اش دعوت کرد تا آن را امتحان کنند. من تنها کسی بودم که توانستم صد دانهٔ کامل را بخورم، اما احتمالاً به اندازهٔ کافی آن‌ها را نجویدم و فقط اثرات خفیفی داشتم. از آن زمان تاکنون روش‌های زیادی برای تهیهٔ آن‌ها امتحان کرده‌ام و این روش به‌مراتب بهترین است. تعدادی روش وجود دارند که کاملاً وحشتناک هستند.

بر اساس تجربیاتم، معتقدم موارد زیر درست هستند (اگرچه کاملاً آمادهٔ پذیرش رد/تأیید «علمی»/واقعی هستم). به‌غیر از آمیدهای لیسرژیک موجود در دانه‌ها، دو ماده شیمیایی یا کمپلکس شیمیایی سمی وجود دارند. یکی از این‌ها، نسبتاً خفیف، با تهوع مرتبط است و در مغز دانه (پالپ) موجود است. این ماده در آب حل می‌شود و «رشته‌های» بلندی در آن تشکیل می‌دهد که به‌وضوح قابل مشاهده هستند. این ماده را می‌توان به نوعی «صابون» تبدیل کرد که تا حدی کف می‌کند. در الکل و اتر نفتی حل نمی‌شود. این موضوع با خیساندن پودر مصرف‌شده در آب اثبات می‌شود.

یک ماده یا کمپلکس دوم بسیار مخرب‌تر است. مصرف آن منجر به سردرد، تاری دید و دید «چشم‌ماهی‌ای» می‌شود و همچنین به نظر می‌رسد که اثر روان‌گردان را خنثی می‌کند. به‌دلیل عدم وجود اصطلاح بهتر، با این انتظار که از نظر شیمیایی توصیفی نباشد، ما این را «اثر استریکنین» و ترکیب(های) مرتبط با آن را «عامل استریکنین» می‌نامیم. این عامل در پوستهٔ دانه موجود است و با اتر نفتی قابل‌اختلاط است، اما فقط اندکی در آب حل می‌شود. اگر دانه‌ها را بجوید، پوسته را می‌شکنید، اما معمولاً به اندازهٔ کافی نمی‌جوید تا هضم شود. اگر دانه‌ها را با چکش یا ابزاری مشابه قبل از خوردن یا بلعیدن پودر کنید، همین طور است. در هر دو مورد، «اثر استریکنین» به‌جز به‌صورت زمینه‌ای مشاهده نمی‌شود. با این حال، حالت خلسه به‌اندازه زمانی که این عامل حذف می‌شود، شفاف و درخشان نیست. از سوی دیگر، اگر دانه‌ها را به پودر تبدیل کنید و «عامل استریکنین» را با اتر نفتی (یا حلال دیگر؟) حذف نکنید، بلکه خود پودر را مصرف کنید، «اثر استریکنین» را با شدتی زیاد و ناخوشایند تجربه خواهید کرد. اگر پودر را در آب بریزید، آب را صاف کرده و بنوشید (که عملاً روش سنتی برای مردم بومی است)، عامل تهوع‌آور بارز خواهد بود، اما «اثر استریکنین» ضعیف خواهد بود.

تنها روشی که به‌طور مؤثر هر دو عارضهٔ جانبی را از بین می‌برد، روشی است که در بالا توضیح داده شد. مزایای اضافی ارائه‌شده توسط این روش فراتر از اثر فوری خلسه، در بخش ۲٫۰٫۰ این راهنما مورد بحث قرار خواهد گرفت.

---

جنبهٔ تقدس نیلوفر

جنبهٔ تقدس نیلوفر به محیط آبی آن برمی‌گردد؛ زیرا آب نماد باستانی اقیانوسِ کُهَنی بود که کیهان از آن آفریده شده است. نیلوفر که بر روی سطح آب در حرکت بود، به‌مثابهٔ زهدان آن به شمار می‌رفت. از آنجا که گل نیلوفر در سپیده‌دم باز و در هنگام غروب بسته می‌شود، به خورشید شباهت دارد. خورشید خود منبع الهی حیات است و از این رو، گل نیلوفر مظهر تجدید حیات شمسی به شمار می‌رفت. پس مظهر همهٔ روشنگری‌ها، آفرینش، باروری، تجدید حیات و بی‌مرگی است.

نیلوفر نماد کمال است؛ زیرا برگ‌ها، گل‌ها و میوه‌اش دایره‌ای‌شکل هستند و دایره خود از این جهت که کامل‌ترین شکل است، نماد کمال به شمار می‌آید. نیلوفر یعنی شکفتن معنوی؛ زیرا ریشه‌هایش در لجن است و با این حال به سمت بالا و آسمان می‌روید، از آب‌های تیره خارج می‌شود و گل‌هایش زیر نور خورشید و روشنایی آسمان رشد می‌کنند.

ریشه‌های نیلوفر مظهر ماندگاری و ساقه‌اش نماد بند ناف است که انسان را به اصلش پیوند می‌دهد و گلش پرتو خورشید را تداعی می‌کند. نیلوفر نماد انسان فوق‌العاده یا تولد الهی است، زیرا بدون هیچ ناپاکی از آب‌های گل‌آلود خارج می‌شود.

در فرهنگ آشوری، فینیقی و در هنر یونانی-رومی، نیلوفر به معنی تدفین و مجلس ترحیم و نشانگر مرگ و تولد دوباره، رستاخیز و زندگی بعدی و نیروهای نوزایی طبیعت است. نیلوفر در اسطوره‌های یونانی و رومی، علامت مشخصهٔ آفرودیت-ونوس است.

در فرهنگ بودایی، ظهور بودا به‌صورت شعلهٔ صادره از نیلوفر تصویر می‌شود. گاهی بودا را می‌بینیم که در یک نیلوفر کاملاً شکفته به تخت نشسته است. در حقیقت، در تعلیمات بودایی، نیلوفر تا حد زیادی در قلمرو ماوراءالطبیعه وارد می‌شود. در معابد بودایی نقش نیلوفر وجود دارد و نیلوفر جزو هشت علامت فرخندگی در کف پای بودا است.

در فرهنگ چینی، نماد پاکی، حفاظت، ظرافت روحانی، صلح، باروری و تجسم زنانه است و علامت تابستان نیز می‌باشد. چینی‌ها گل نیلوفر را مظهر گذشته، حال و آینده می‌دانند؛ زیرا گیاهی است که در یک غنچه گل می‌دهد و دانه می‌کند. همین‌طور نماد نجابت است به این دلیل که از آب‌های آلوده بیرون می‌آید اما آلودگی را نمی‌پذیرد.

گل نیلوفر و نماد آن در دنیای باستان شرق نقش بارزی داشته است، از حجاری‌های تخت جمشید تا کنده‌کاری‌های طاق‌بستان، ارتباط شگفت‌انگیزی با این گل دیده می‌شود. نام گل نیلوفر در زبان سانسکریت «پادما»، در زبان چینی «لی ین هوا»، در زبان ژاپنی «رنگه» و در زبان انگلیسی «لوتوس» است. نیلوفر در شرق باستان همان قدر اهمیت دارد که گل رز در غرب.

در سدهٔ هشتم پیش از میلاد، تصویر نیلوفر احتمالاً از مصر به فینیقیه و از آنجا به سرزمین آشور و ایران انتقال یافت و در این سرزمین‌ها گاهی جانشین درخت مقدس بوده است. الهه‌های فینیقی به‌عنوان قدرت آفرینندهٔ خود، گل نیلوفر در دست دارند. این گیاه در مصر باستان و در بسیاری از بخش‌های آسیا مورد پرستش بود.

---

شراب نیلوفر پیچ (Morning Glory Wine)

سؤال: آیا کار دیگری هم می‌توان با نیلوفرهای پیچ انجام داد؟

پاسخ: گل‌های نیلوفر پیچ را می‌توان به‌مدت یک یا دو هفته در آب خیساند تا شرابی با الکل ملایم با طعمی به‌ویژه خوشایند و اثر روان‌گردان بسیار ملایم، در حد حشیش، تولید شود. باز هم می‌توان برای تأثیر بهتر، گیاهان و/یا عسل به آن اضافه کرد.

Erythroxylum coca کوکا - منبع آلکالوئید کوکائین

Coca (Erythroxylum coca), the source of the alkaloid cocaine, is a small tree native to moist tropical montane regions of Peru, Bolivia, and, possibly, Ecuador. This plant was an essential part of early civilizations in northwestern South America. Traditionally the user made a ball-like quid with a coca leaf, added a paste of lime (ground rock or seashells) or alkaline ashes (e.g., from stems of Chenopodium quinoa), and then placed the quid in the cheek, where saliva would flow over the coca and trickle down the throat. A user could be identified by the bulge in the cheek. The presence of an alkali helped to release the alkaloids from the leaf--the origin of crack cocaine in today's society. In the mouth, the coca leaf was never chewed, although coca is sometimes called a masticatory.

Evidence that coca leaves were used dates back to 3000 B.C. Telltale signs include figurines of coca chewers (coqueros) and ceramic lime pots from the Valdiva culture of coastal Ecuador. Coca ceramics have been found from the upper river valleys of Peru from 1900-1750 B.C. In Ecuador at 500 B.C., the Carchi tribes made ceramics of coqueros and had small lime or ash containers (iscupurus). In the region of Nazca, Peru, mummies almost 2000 years old were found with bags of coca leaves (chuspas) around their necks. Therefore, the coca-leaf culture was well established before the Inca rule began in Peru, even though the Incas invented legends how the coca tradition began with the origin of their relatively recent culture, e.g., from the body parts of the adulteress Mama Coca.
It is from the Incas that we have the most useful information about the history of coca use. Here, as probably earlier, coca was a symbol of royalty, and its use was officially restricted to male royalty and nobility, religious priests, and shamans. There are accounts that coca was used for treating the sick, both for diagnosis and therapy, and being used for pains from toothaches to malaria. Sometime during the Inca rule, coca use was granted to yaravecs, court orators, who under the influence would recite the Inca history using a quipo, a string with knots. Likewise, coca was offered to young nobles during manhood initiation rites. Young maidens would give runners coca and chicha to make them race faster. Rarely in Inca society, human sacrifices were offered to the sun, and the victim was given large doses of coca beforehand; if the victim perceived coca on his lips just at the time of death, he would go to paradise. It does not appear that in Inca society coca was used casually.
One famous fan of cocaine use was Sigmund Freud. In 1884 Freud was in search of fame as a struggling doctor and wanted a cure for nervous exhaustion and morphine addiction. He found that cocaine relieved his own chronic depression and wrote a series of papers on cocaine, praising its results as a "magical drug," superior to morphine. Years later he backed off from his former praises. Freud was also a catalyst for a great medical development; in 1884 he asked Dr. Karl Koller of Vienna to work with coca leaves. Koller was an ophthalmologist, and he was looking for something to use during eye operations. Freud recommended cocaine as a local anesthetic, because it could numb the tongue. Koller soon discovered that cocaine hydrochloride was a successful eye anesthetic and also fine for surgery of the ear, nose, and throat. In 1885 Wilhelm Filehne showed that atropine has a chemical structure close to that of cocaine, and atropine became the anesthesia of choice. Nonetheless, interest in cocaine had opened research on this class of medical chemicals.
Some physicians question the classification of cocaine as a narcotic, because it has exactly opposite characteristics of opium. Cocaine produces intense euphoria and short-term hallucinations; there is apparently no true physical addiction or physical withdrawal symptoms from the milder, standard cocaine, although persons are psychologically addicted and have intense cravings for the drug. However, the reintroduction of Crack (quicklime added, as in ancient times), was very dangerous and physically addictive. Cocaine is snorted or sniffed generally through the nose and is absorbed through the nasal epithelium. This ruins nasal tissues and causes increases in heart rate and blood pressure as well as a rise in body temperature. Several synthetic cocaine-like substances are used in medicine and dentistry, including procaine or Novocaine and Lidocaine.

For best results use a propagator with soil heating. Adjust the soil heating to 28 Celsius this is the optimum temperature to germinate cocaseeds. Next fill the propagator with Amazonian remix soil or special seedling soil PH 5-6 EC O,5 mS
Spread the seeds over the soil and cover them up with 1 cm of soil. Now spray the soil with luke warm water but don’t make the soil to wet otherwise the seeds will rot or mould. Place the bonnet on the propagator and leave the ventilationshaft open so that some air and moisture can escape from the propagator, but not to much.
It will take 3-6 weeks before the first sprouts apear. Meanwhile spray the soil with water on a regular basis to prevent it from drying out. As long ass no seeds have been germinated the propagator can stand in the dark. As soon as the first seedling apears it is necessary to give light but not to bright , direct sunlight is a killer for seedlings. preferable use a Fluorescent lighting tube collor code 33 and give the seedlings 18 hours of light. Keep the light tube at a distance of 30 cm. The seedlings will thrive very well under a fluorescent lighting tube without any danger of burning. Young cocaplants need a higher air humidity. Keep the air humidity in the propagator around 80%. For the first three month’s it is necessary to leave the bonnet on the propagator. Let the young plants get used to a lower air humidity,it is necessary to lift the bonnet for a few minutes and extent this time every day. After aproximatly a month your plants will be used to a lower air humidity. This is the time to transplant to a bigger pot.  
گياه كوكا چيست؟
    كوكا پرمنفعت ترين محصول و فعاليت اقتصادي در بوليوي طي دهه 1980 بود كه برگ هايش به صورت مخفيانه، تبديل به ماده ي مخدر كوكا مي شد. اين كشور در اواخر 1980، دومين كشت كننده كوكا در جهان بود كه تقريبا 15 درصد بازار قاچاق كوكائين ايالات متحده را در دست داشت. تحليل گران بر اين باورند كه صادرات كوكائين يا خمير آن در دهه ي 1980، بسته به قيمت و بازدهي درآمد، سالانه بين 600 ميليون تا 1 بيليون دلار درآمد ايجاد مي كند! حتي بر مبناي اين پيش بيني ها، صادرات مرتبط با كوكا مساوي يا بيشتر از صادرات قانوني كشور بوده است و قدمت كشت آن در بوليوي به قرن ها پيش برمي گردد. گياه كوكا بوته اي شبيه بوته ي چاي دارد كه بيشتر توسط كشاورزان خرده پا در چاپاره و يونگاس كشت مي شد و در اين ميان، حدود 65 درصد از كل كوكاي بوليوي، در منطقه چاپاره ي كوچا بامبا رشد مي كرد.
    به گفته كارشناسان اقتصادي، دليل اصلي روي آوردن كشاورزان بوليويايي به كشت كوكا در دهه 1980، افزايش قيمت كوكا و فروپاشي اقتصاد آن كشور بوده است. البته افزايش ميزان بيكاري نيز در بروز اين مسئله بي تاثير نبوده ولي در مجموع، دليل گرايش كشاورزان به كشت كوكا را مي توان بازدهي اقتصادي سريع، وزن سبك، چهار بار برداشت محصول در سال و وفور دلارهاي آمريكايي در اين تجارت دانست كه تبديل به يك منبع درآمد باارزش در اقتصاد پرتورم اين كشور شده بود.
    طبق تخمين دولت بوليوي، توليد كوكا از 63/1 ميليون كيلوگرم برگ، از 4100 هكتار در سال 1977 ميلادي، به حداقل 45 كيلوگرم در محدوده اي بالغ بر 48 هزار هكتار در سال 1987 رسيده است. تعداد كشاورزان نيز در همين دوره، از 7600 به 40 هزار نفر افزايش يافته است

Erythroxylum coca grows on the moist and warm slopes of the Eastern Andean mountains on an altitude from 1000 to 2.500 meters. The temperature in extremes can vary between 0-45 Celsius. Mostly it is between 15-30 Celsius which is an optimum. Temperatures under 0 celsius is a killer for cocaplants, but older plants can withstand a few degrees of frost for a few hours. Plants on higher altitudes often contain more alkaloids than on lower altitudes. This is in no relation to lower air pressure, as is often assumed, but to a better climate.

Plants growing on sea level in right conditons can contain as much alkaloids as on higher altitudes. Allso the less potent lowland Erythroxylum Ipadua is often confused with Eruthroxylum Coca which has led to the misconception that only on high altitudes potent cocaplants can be grown. Some plants catch abundant rain the whole year around, while others get only 4 month of rain, but because of deep rooting the plants can survive 8 month’s of drought.

The cocaplant loves water, but hates to stand in soaked soil. That‘s the reason why she grows so well on steep mountainsloops where water runs of easily. This good drainage quality is of great importance when keeping an E.coca in a pot. The cocaplant is very adaptive to different climates but she will grow best in a stabile climate where the differences between day and night temperatures is not too much. This climat is similar to the climate in Central-Europe in the month’s of June - July -August.

The ideal climate for a cocaplant: Temperature 15 and30 Celsius and an air humidity between 30 and 70%

The Erythroxylum Novograenetens is mostly grown in semi arid regions. It is known as the rugged cocabush and can thrive in many circumstances. Yeald and quality is average. The Erythroxylum Truxillensis is the rarest of all cocaplants. It grows in the desert oasis on the westcoast of Peru at an altitude of 100-500 meters. An Arctic sea current cools the climate down to an average of 24 Celsius by day and 17 Celsius by night. It only rains once in a few years, but oasis springs provide the plants with sufficient water. The soil is very fertile too. Plants that are grown here are of the finest quality and have that distinctive aroma which is so typical for E.coca.
تلاش براي از بين بردن درد قدمتي به اندازه زندگي انسان دارد. مردم عهد باستان راههاي مختلفي را براي دستيابي به اين اين حالت به کار برده اند: طب سوزني، يخ زدن، کمپرس عصبي، مواد گياهي و حتي نيروهاي رواني. بوميان پرو و بوليوي قرنها برگهاي کوکا را مي‌جويدند و اين عمل تا زماني که ادامه داشت به آنها احساس خوشي اعطا مي‌کرد. در سال 1860، الکالوئيد کوکائين توسط نيه‌من "Niemann" از بوته اريتروکسيلون کوکا "Erythroxybn coca" جدا شد. اثر فارماکولوژيک آن در سال 1880 توسط فون آنرپ "Von Anrep" مطالعه شد و آن را به عنوان بيحس کننده موضعي تجويز نمود.کاربرد روش تفکيک يا ساده سازي در طراحي دارو روي مولکول کوکائين منجر به توليد داروهاي بيحس کننده مصنوعي متعددي شد. بدين ترتيب، فرنيو در 1905 آميلوکوکائين را ساخت که تحت نام استووائين به فروش رسيد. در سال 1905 آنيهورن و همکارانش محصول ساده‌تري به نام پروکائين را معرفي کردند که هنوز به ميزان زيادي به کار مي‌رود. و از آن بعد داروهاي بيحس کننده متعددي ساخته شد. ولي در کل مي‌توان گفت تقريبا اين ترکيبات روابط ساختماني نسبت به کوکائين نشان مي‌دهند و مي‌توان آنها را به عنوان اشکال ساده‌تر اين مولکول در نظر گرفت. 


اثرات كوتاه مدت آن مشابه آمفتامين است ولي با مدت زمان كوتاهتر، احساس افزايش انرژي، چابكي و سرخوشي زياد مي كند، از جمله اثرات آن پس از مصرف عبارت است از: افزايش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن، فشار خون، گشادگي مردمك چشم، پريدگي رنگ، كاهش اشتها، تعرق شديد، تحريك و هيجان، بي قراري، لرزش به خصوص در دستها، توهمات شديد حسي، عدم هماهنگي حركات، اغتشاش دماغي، گيجي، درد پا، فشار قفسه سينه، تهوع، تيرگي بينايي، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ.
در حالت قطع ماده نيز افسردگي شديد حادث مي شود. ناخالصي كوكايين خيابان اغلب موجب حساسيت و آلرژي شديد مي شود كه معمولا با آب ريزش بيني و بي خوابي شديد همراه است. در مسموميت حاد با كوكايين، فرد مصرف كننده دچار بي قراري و تشويش، هيجان، شوريدگي فكر و اختلال تنفسي مي گردد. ضربان، تنفس و فشار خون فرد افزايش مي يابد.