2011/03/15

Autumn Mandrake مهر گیاه



نام‌های رایج: مهرگیاه اروپایی، ماندراگورا، مهرگیاه، سیب مهرگیاه، پوم دی چین، سیب شیطان، گیاه سیرس، مانکن جادوگران، لیموی وحشی، ریشهٔ جادوگر
زیستگاه: جنگل‌های باز، زمین‌های متروک و مکان‌های سنگی

کاربردهای جادویی: سَمّی
مذکر. سیارهٔ تیر. عنصر آتش. ایزدبانوان: سیرس، دیانا، هکاته، هاتور، زحل
محافظت، عشق، ثروت، باروری، سلامتی. تعداد کمی از گیاهان به اندازهٔ مهرگیاه در افسانه‌های جادویی ریشه دوانده‌اند. این گیاه با قوی‌ترین اعمال جادویی مرتبط است و به‌ویژه برای جادوی عشق مناسب است. قدرت زیادی به‌عنوان گیاهی رویابخش دارد. به رویاها نیرو می‌بخشد و انگیزهٔ تحقق آن‌ها را فراهم می‌کند. جادوی هر موقعیتی را تشدید می‌کند. قرار دادن ریشهٔ کامل مهرگیاه در خانه، محافظت و برکت به همراه دارد. حمل آن عشق را جذب می‌کند. شکل انسانی ریشه، آن را برای استفاده به‌عنوان عروسک جادویی (پوپت) مناسب می‌سازد. (در صورت گرانی، می‌توان از ریشهٔ زبان‌درقفا، سیب، ریشهٔ علف مار، یا سیب مای آمریکایی به‌عنوان جایگزین استفاده کرد.) برای فعال کردن مهرگیاه خشک‌شده، آن را به مدت سه روز بدون مزاحمت روی محراب بگذارید. سپس یک شب در آب ولرم قرار دهید. ریشه فعال می‌شود و برای هر هدف جادویی آماده است.

مصارف خوراکی: میوه، هرچند توصیه نمی‌شود. میوه به اندازهٔ یک سیب کوچک است و بوی سیب دارد. در مصرف این میوه احتیاط کنید، زیرا به احتمال زیاد سمی است.

مصارف دارویی: مسهل، قی‌آور، توهم‌زا، مخدر. مهرگیاه سابقه‌ای طولانی در طب سنتی دارد، هرچند خرافات نقش زیادی در کاربردهای آن داشته‌اند. امروزه به‌ندرت در طب گیاهی مدرن تجویز می‌شود، اگرچه حاوی هیوسین است که داروی استاندارد پیش‌ازعمل برای آرام‌کردن بیماران و کاهش ترشحات برونشی است. همچنین برای درمان بیماری حرکت استفاده می‌شود. ریشهٔ تازه یا خشک حاوی آلکالوئیدهای بسیار سمی است و مسهل، قی‌آور قوی، توهم‌زا و مخدر است. در مقادیر کافی، حالت بیهوشی ایجاد می‌کند و در جراحی‌های اولیه به‌عنوان بیهوش‌کننده استفاده می‌شد. در گذشته بسیار برای خاصیت ضدّدرد و خواب‌آوری به کار می‌رفت. آب ریشهٔ رنده‌شده را برای تسکین دردهای روماتیسمی، زخم‌ها و تومورهای اسکروفولوز به‌صورت موضعی استفاده می‌کردند. همچنین برای درمان مالیخولیا، تشنج و شیدایی به‌صورت خوراکی مصرف می‌شد. اما در دوزهای بالا، هذیان و جنون ایجاد می‌کند. ریشه باید با احتیاط و فقط زیر نظر پزشک متخصص استفاده شود. برگ‌ها بی‌آزار و خنک‌کننده هستند و در پمادها و برای مصارف خارجی روی زخم‌ها به کار می‌روند.

کشت: خاک سبک و غنی از هوموس، جایگاه محافظت‌شده و آفتاب کامل را ترجیح می‌دهد. سایهٔ جزئی را نیز تحمل می‌کند. خاک خنثی را ترجیح می‌دهد و از خاک گچی یا شن‌دار بیزار است. گیاهان در خاک‌های مرطوب یا با زهکشی ضعیف مستعد پوسیدگی هستند. گیاه تا حدود ۱۵- درجه سانتی‌گراد مقاوم است. ریشه‌ها تا حدودی هویج‌شکل و تا ۱٫۲ متر طول دارند. گیاه به جابه‌جایی ریشه حساس است و باید هرچه زودتر به جایگاه دائمی منتقل شود. ریشه اغلب به دو شاخه تقسیم می‌شود و به‌طور مبهمی یادآور پیکر انسان است. در گذشته از آن تعویذهایی می‌ساختند که برای خوش‌شانسی، درمان ناباروری و... به کار می‌رفت. خرافه‌ای وجود دارد که اگر کسی این ریشه را از زمین بیرون بکشد، به جهنم محکوم می‌شود. از این رو در گذشته ریشه را به بدن حیوانات می‌بستند و از آن‌ها برای بیرون کشیدن ریشه از خاک استفاده می‌کردند.

تکثیر: بذر – بهتر است در پاییز در خزانهٔ سرد کاشته شود. بذر را می‌توان در بهار نیز در خزانهٔ سرد کاشت. وقتی به اندازهٔ کافی بزرگ شدند، نشاها را به گلدان‌های جداگانه منتقل کرده و حداقل اولین زمستان را در گلخانه پرورش دهید. در اواخر بهار یا اوایل تابستان، پس از آخرین یخبندان، به جایگاه دائمی منتقل کنید. قلمه ریشه در زمستان. تقسیم بوته – این کار نسبتاً دشوار است زیرا گیاه به جابه‌جایی ریشه حساس است.

---

مصریان باستان به آبجوی شیرین مهرگیاه علاقه داشتند. در اروپای قرون وسطی (و پس از آن)، خواص جادویی بسیاری به ریشهٔ این گیاه نسبت داده می‌شد، به‌ویژه اگر شکل آن به پیکر انسان با دست و پا شباهت داشت. بیرون کشیدن شخصی آن حتماً مرگ‌آور بود، اما داشتن آن – و مراقبت از آن مانند یک کودک – نوید ثروت و موفقیت می‌داد. احتیاط: کل گیاه بسیار سمی است و به‌ویژه برای کودکان خطرناک است!

دستورالعمل کاشت: مهرگیاه به سرمای جوانه‌زنی نیاز دارد. بذرها باید چند هفته در سرما (یخچال) نگهداری شوند، یا در اوایل بهار یا پاییز کاشته شوند. بذرها را با ماسهٔ مرطوب در یک کیسهٔ پلاستیکی مخلوط کنید. بذرها باید ۲ تا ۴ هفتهٔ اول در دمای حدود ۲۰ درجه سانتی‌گراد و مرطوب نگهداری شوند. پس از این دوره، به مدت ۵ تا ۶ هفته در یخچال در دمای ۵ درجه سانتی‌گراد قرار دهید. سپس کیسه را خارج کرده و در دمای اتاق نگهداری کنید. به‌طور مرتب بذرهای جوانه‌زده را بررسی کنید.

---

ریشهٔ نام گیاه‌شناسی:
Mandragora – "ماندرا" به معنی مربوط به گاو، و "آگارون" به معنی زیان‌آور و مضر، که با هم به معنای "زیان‌آور برای گاو" است. واژهٔ یونانی و لاتین mandragoras برای این گیاه، احتمالاً از فارسی mardumgia به معنای "گیاه انسان" گرفته شده است. ریشهٔ مهرگیاه تا حدودی شکل بدن انسان را تداعی می‌کند. ریشه‌های آن، به دلیل انشعاب عجیبشان که به پیکر انسان (مرد و زن) شباهت دارند، از دیرباز در طلسم‌ها و جادوگری استفاده می‌شده‌اند.
autumnalis – به معنای مربوط به پاییز.
اعراب این گیاه را "سیب شیطان" می‌نامیدند.

مخفف استاندارد Bertol به آنتونیو برتولونی (۱۸۶۹-۱۷۷۵)، گیاه‌شناس ایتالیایی، اشاره دارد.

مهرگیاه، همان مهرگیاه کتاب مقدس است، از داستان راشل و لیه که با آن به جادوگری می‌پرداختند، تا ژان دارک و شکسپیر. در آیین مخفی دروزها، پسران خدا با فرود آمدن به زمین و جان‌بخشیدن به هفت مهرگیاه – یعنی مانکن‌ها – انسان را می‌آفرینند.

تئوفراستوس (حدود ۳۷۲-۲۸۷ پیش از میلاد): «...گفته شده که باید سه دایره به دور مهرگیاه با شمشیر کشید، و آن را با صورت به سوی غرب برید؛ و هنگام بریدن قطعهٔ دوم، باید دور گیاه رقصید و تا آنجا که ممکن است دربارهٔ رازهای عشق سخن گفت.»

گایوس پلینیوس سکوندوس (پلینی بزرگتر) (۷۹-۲۳ میلادی): «... [مهرگیاه] برای جراحات ناشی از مارها و پیش از برش یا سوراخ‌کاری در بدن، به‌منظور بی‌حسی تجویز می‌شود. در واقع برای این منظور، بوی آن برای برخی افراد برای ایجاد خواب کافی است.»

پدانیوس دیوسکوریدس (حدود ۴۰-۹۰ میلادی)، در کتاب ماده‌الطب، کتاب ۴، فصل ۷۶: «مهرگیاه ریشه‌ای دارد که به نظر می‌رسد سازندهٔ داروهای عشق است. یک نوع ماده است، سیاه، به نام تیریداکیاس، با برگ‌هایی باریک‌تر و بلندتر از کاهو، با بوی سنگین و سمی، بر زمین گسترده شده. در میان آن‌ها سیب‌هایی شبیه به سرویس‌بری (ازگیل ژاپنی) وجود دارد – کمرنگ، با بوی شیرین – که در آن تخم‌هایی مانند گلابی است. دو یا سه ریشه به اندازهٔ خوب، در هم پیچیده، ظاهراً سیاه و درون سفید، با پوستی کلفت؛ اما ساقه ندارد. نوع نر سفید است و برخی آن را نوریون نامیده‌اند. برگ‌ها بزرگ‌تر، سفید، پهن، صاف مانند چغندر، اما سیب‌ها دو برابر بزرگ‌تر – تقریباً به رنگ زعفران، خوش‌بو، با نیرویی خاص – که چوپانان آن را می‌خورند تا به خواب روند. ریشه شبیه به نوع فوق است، اما بزرگ‌تر و کمرنگ‌تر، و آن هم بدون ساقه است. پوست ریشه را کوبیده و آب آن را در حالت تازه می‌گیرند و زیر فشار قرار می‌دهند. پس از هم زدن، باید آن را در ظرف سفالی بریزند. سیب‌ها نیز به همین ترتیب آب‌گیری می‌شوند، اما آب آن‌ها ضعیف‌تر است. پوست ریشه را کنده، با نخ سوراخ کرده و آویزان نگهداری می‌کنند. برخی ریشه را در شراب می‌جوشانند تا یک‌سوم آن باقی بماند، صاف کرده و در ظرف می‌ریزند. یک پیمانه شراب از آن را به کسانی می‌دهند که نمی‌توانند بخوابند، یا به شدت مجروح شده‌اند و می‌خواهند برای برش یا سوزاندن بیهوش شوند. بیست دانه از آب آن (که با عسل و آب نوشیده شود) بلغم و صفرای سیاه را مانند خربق (هلهبور) به بالا دفع می‌کند، اما اگر زیاد مصرف شود، می‌کشد. با داروهای چشم، مسکن‌ها و شیاف‌های نرم‌کننده مخلوط می‌شود. پنج دانه از آن (به تنهایی) جریان قاعدگی را دفع کرده و سقط‌آور است، و به‌صورت شیاف در پرینه قرار داده شود، خواب می‌آورد. گفته می‌شود که ریشه، اگر به مدت شش ساعت با آن بجوشد، عاج را نرم کرده و آمادهٔ شکل‌دهی به هر شکلی که انسان بخواهد می‌کند. برگ‌های تازه، همراه با پولنتا (آرد جو)، برای التهاب چشم و زخم مفیدند.»

ژان دارک (حدود ۱۴۱۲-۱۴۳۱)، در دادگاه بزرگ ۱۴۳۱: «با مهرگیاه خود چه کرده‌ای؟» ... (مهرگیاه بخشی از وسایل پذیرفته‌شدهٔ جادوگران بود. در پارچهٔ ابریشمی یا کتانی پیچیده می‌شد و قرار بود صاحب خود را از فقر حفظ کند. برادر ریچارد به تازگی (آوریل ۱۴۲۹) موعظه‌ای علیه آن‌ها کرده بود و بسیاری در نتیجه سوزانده شده بودند.) «هرگز یکی نداشته‌ام. اما شنیده‌ام که یکی نزدیک خانهٔ ما هست، هرچند هرگز آن را ندیده‌ام. شنیده‌ام که نگه‌داشتن آن خطرناک و شیطانی است. نمی‌دانم برای چه [استفاده می‌شود].» «این مهرگیاهی که از آن شنیده‌ای کجاست؟» «شنیده‌ام که در زمین است، نزدیک درختی که قبلاً از آن گفتم؛ اما مکان را نمی‌دانم. بالای این مهرگیاه، گفته می‌شد، درخت فندق بوده.» «شنیده‌ای که کاربرد این مهرگیاه چیست؟» «برای آوردن پول: اما باور ندارم. صدای من هرگز با من دربارهٔ آن سخن نگفت.» به دوشیزهٔ اورلئان نسبت داده می‌شد که از مهرگیاه استفاده می‌کند. عوامل مختلفی وجود داشت که او را در معرض اتهام جادوگری قرار داد. ژان دارک گفت «صداهایی» که الهام‌بخش او بودند از سوی سنت‌میشل، سنت‌کاترین و سنت‌مارگارت می‌آیند – قدیسانی که مجسمه‌هایشان در کلیسای روستای دومرمی قرار داشت – اما دشمنانش اعلام کردند که او با ارواح شیطانی سخن می‌گوید. برخی گفتند صداها توهماتی هستند که در اثر جویدن مهرگیاه، یک مادهٔ مخدر که گمان می‌کردند ژان در آغوش خود حمل می‌کند، ایجاد شده‌اند. ژان دارک در برابر قضات احضار شد، به ارتداد مکرر و جادوگری محکوم شد، و در ۳۰ مهٔ ۱۴۳۱ در میدان بازار روئن سوزانده شد.

ویلیام شکسپیر (۱۶۱۶-۱۵۶۴)، در نمایشنامه هنری چهارم، بخش دوم: «ای پسرِ روسپیِ مهرگیاه، تو سزاوارتری که در کلاهم گذاشته شوی تا اینکه در پشت سرم باشی»؛ در آنتونی و کلئوپاترا: «به من مهرگیاه بنوشان... تا بتوانم این شکاف بزرگ زمان را در خواب بگذرانم در حالی که آنتونی من دور است»؛ و در رومئو و ژولیت: «و فریادهایی مانند مهرگیاهانی که از زمین کنده می‌شوند، که انسان‌های زنده با شنیدن آن‌ها دیوانه می‌شوند.»

اچ. بی. تریسترام، در کتاب تاریخ طبیعی کتاب مقدس: «مهرگیاه‌ها. عبری دودائیم، یعنی گیاهان عشق. مهرگیاه موضوع خرافات عجیب بسیاری بوده است. گفته می‌شد که به شکل انسان شباهت دارد و هنگام کنده شدن فریاد می‌کشد و ناله می‌کند؛ روش معمول به‌دست آوردن آن این بود که سگی را به گیاه می‌بستند و تقلای سگ آن را از زمین می‌کند، اما سگ بر اثر فریادها کشته می‌شد! مهرگیاه در تمام نقاط فلسطین پراکنده است و میوهٔ آن توسط بومیان بسیار ارزش دارد، که هنوز به این باور قدیمی، از زمان راشل، اعتقاد دارند که خوردن آن باعث باروری می‌شود.»

میخائیل زوهاری، در کتاب گیاهان کتاب مقدس: «دودائیم در سفر پیدایش ۳۰:۱۴-۱۵ قطعاً نمی‌تواند مهرگیاه باشد، زیرا این گیاه هرگز در میان‌رودان (بین‌النهرین) نروییده است، جایی که یعقوب، لیه و راشل در آن زندگی می‌کردند.»

منابع کتاب مقدس:

· سفر پیدایش ۳۰:۱۴-۱۶
  در زمان درو گندم، روبن به صحرا رفت و گیاهان مهرگیاه یافت و برای مادرش لیه آورد. راشل به لیه گفت: «لطفاً از مهرگیاه‌های پسرت به من بده.»
  اما او به او گفت: «آیا برایت کافی نبود که شوهرم را از من گرفتی؟ آیا مهرگیاه‌های پسرم را نیز می‌گیری؟» راشل گفت: «خیلی خوب، او می‌تواند امشب با تو بخوابد در ازای مهرگیاه‌های پسرت.»
  پس هنگامی که یعقوب شبانگاه از صحرا آمد، لیه به استقبال او رفت و گفت: «باید با من بخوابی، زیرا تو را با مهرگیاه‌های پسرم اجیر کرده‌ام.» پس آن شب با او خوابید.
· غزل‌غزل‌های سلیمان ۷:۱۳
  مهرگیاه‌ها بوی خود را می‌پراکندند، و درِ خانهٔ ما همهٔ خوشی‌هاست، هم تازه و هم کهنه، که برای تو، ای محبوبم، نگاه داشته‌ام.

---

توصیف:
از این سرده ۶ گونه وجود دارد که رایج‌ترین آن Mandragora officinarum است. گیاهان چندساله یک روزت برگی بدون ساقه تشکیل می‌دهند. برگ‌ها می‌توانند تا یک پا (حدود ۳۰ سانتی‌متر) رشد کنند و ۴ تا ۵ اینچ (۱۰ تا ۱۲٫۵ سانتی‌متر) عرض دارند با نوک تیز. هنگام ظهور، ایستاده هستند اما به‌تدریج پهن می‌شوند. گل‌ها ستاره‌مانند، پنج‌پر و تا حدودی زنگی‌شکل هستند. گونهٔ officinarum به رنگ زرد-سبز و گونهٔ autumnalis به رنگ بنفش است. گل‌ها روی ساقه‌های جداگانه که از مرکز روزت برگی بیرون می‌آیند، قرار دارند. بعداً میوه‌های طلایی-زرد رنگ تولید می‌کنند که اغلب "سیب" نامیده می‌شوند و شبیه سیب هستند، هرچند اندازهٔ آن‌ها بیشتر به سیب‌های ترش یا میربل (نوعی آلو) شباهت دارد. میوه بوی مطبوعی دارد. ریشه می‌تواند تا بیش از نیم متر (۲ فوت) رشد کند و اغلب به‌طور عجیبی دوشاخه است که تداعی‌کنندهٔ شکل انسان (مرد یا زن) است. ریشه پوستی سخت و قهوه‌ای و مغزی سفید دارد. برگ‌ها مستقیماً از تاج ریشه بیرون می‌آیند.

بوم‌شناسی:
مهرگیاه بومی منطقهٔ مدیترانهٔ شرقی است و در سراسر جنوب اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا پراکنده است، در مکان‌های بایر و مزارع متروک در خاک‌های شنی و سنگی با زهکشی خوب رشد می‌کند. همچنین گونه‌ای بومی هیمالیا وجود دارد. امروزه در باغ‌های شمال آلپ کشت می‌شود، اما در آنجا طبیعی نمی‌شود، زیرا به محیط گرم و محافظت‌شده نیاز دارد. سرما را به خوبی تحمل نمی‌کند و در کشت باید در زمستان مالچ‌پاشی شود.

تاریخچه، اسطوره‌شناسی و فولکلور:
مهرگیاه، که روزگاری در هاله‌ای از رمز و راز و افسانه پیچیده بود و مهم‌ترین گیاه جادویی قرون وسطی به شمار می‌رفت، امروزه تقریباً به فراموشی سپرده شده است. واعظان عصر روشنگری، تمام افسانه‌ها و داستان‌هایی را که در طول اعصار پیرامون این گیاه شکل گرفته بود، با موفقیت از میان بردند. امروزه حتی از آن در طب سنتی نیز استفاده نمی‌شود. با این حال، در روزگار مصر باستان به اندازه‌ای شناخته‌شده و محترم بود که در پاپیروس معروف ادوین اسمیت (که قدمت آن به حدود ۱۷۰۰ پیش از میلاد می‌رسد و حدود ۷۰۰ گیاه دارویی را فهرست می‌کند) از آن یاد شده است. در آن زمان تصور می‌شد که باروری را افزایش می‌دهد و به‌عنوان مقوی جنسی ارزش داشت. حتی کتاب مقدس نیز به قدرت آن گواهی می‌دهد – در داستان راشل، لیه و یعقوب، بنیان‌گذاران دوازده قبیلهٔ اسرائیل (سفر پیدایش، فصل ۳۰، آیات ۱۴-۱۶)، راشل به قدرت مهرگیاه برای برانگیختن علاقهٔ یعقوب به خود امید بست، به این امید که این گیاه او را بارور کند تا برای او فرزندی به دنیا آورد. اما با وجود مهرگیاه، خداوند طور دیگری تصمیم گرفت... اشارهٔ دیگر در غزل‌غزل‌های سلیمان، فصل ۷، آیات ۱۱-۱۳ است، جایی که به‌عنوان اشاره‌ای به عشق پرشور ذکر شده است.

مهرگیاه همچنین به داشتن خواص مخدر معروف بود و در دوران باستان اغلب به‌عنوان بیهوش‌کننده در جراحی‌ها استفاده می‌شد. گذشتگان به خوبی می‌دانستند که این گیاه کوچک و قدرتمند در صورت مصرف بیش از حد می‌تواند خطرناک باشد و خوابی که القا می‌کند می‌تواند به حالت دائمی تبدیل شود. با این حال، از آنجا که در آن روزها بیهوش‌کننده‌های ایمن و مؤثر به راحتی در دسترس نبودند، ناچار بودند با امیدوارکننده‌ترین گیاهانی که می‌شناختند آزمایش کنند. مهرگیاه، همراه با خشخاش، تاتوره (داتورا)، بنگ دانه و بلادونا (شابیزک)، نتایج خوبی می‌داد اگر دوز آن به درستی تنظیم می‌شد. روش ترجیحی مصرف این بود که از برخی یا همهٔ این گیاهان معجونی تهیه کرده و بیمار بخارات آن را از طریق اسفنج استنشاق می‌کرد، که اگر به درستی انجام می‌شد، خواب عمیقی ایجاد می‌کرد تا جراح بتواند به کار برش و اره‌کردن اندام‌ها بپردازد.

آپولیوس آن را درمانی مؤثر برای مقابله با تسخیر ارواح شیطانی می‌دانست:
«برای بی‌خردی، که همان بیماری شیطانی یا تسخیر شیطانی است، به اندازهٔ وزن سه پنی از پیکر این مهرگیاه بردارید، در آب گرم بنوشانید به هر روشی که مناسب می‌یابد – به زودی بهبود می‌یابد.»

تا قرون وسطی بود که مهرگیاه به‌عنوان یک گیاه جادویی محبوب شد و به‌عنوان یک طلسم معجزه‌آسا، که قادر به درمان هر چیزی بود، مورد ستایش قرار گرفت. این ریشه بود که این قدرت مرموز برای مجذوب و مسحور کردن مردم را ساطع می‌کرد – به احتمال زیاد به دلیل شکل آن، که با کمی تخیل می‌توانست شبیه به پیکر انسان دیده شود. انسان‌انگاری (نسبت دادن ویژگی‌های انسانی به اشیا یا موجودات غیرانسانی) جنبهٔ مهمی از ذهنیت قرون وسطایی بود و ریشهٔ مهرگیاه به خوبی خود را برای چنین فرافکنی‌هایی وام‌می‌داد. این ریشه‌های جادویی یا به‌صورت «زنان مهرگیاه» یا «مردان مهرگیاه» بودند، بسته به شکل آن‌ها، اما به هر حال تصور می‌شد که متحدانی قدرتمند هستند که می‌توانند معجزات واقعی برای صاحبان خود انجام دهند – از جذب عشق در جایی که قبلاً وجود نداشت، تا ثروتمند شدن ناگهانی و به‌دست آوردن شانس غیرمنتظره، تا دفع بدبختی‌ها و طلسم‌های شیطانی، و تا شکست‌ناپذیر شدن در جنگ.

البته به‌دست آوردن چنین متحد جادویی قدرتمندی آسان نبود. نمی‌شد به سادگی بیرون رفت، گیاهی پیدا کرد و شروع به کندن کرد – نه، نه! ظاهراً مهرگیاه از اینکه از جایگاه خود بیرون کشیده شود چندان خوشش نمی‌آمد، در واقع، گزارش شده بود که قبل از اینکه مزاحم به آن برسد، ناپدید می‌شد. این بهترین حالت ممکن بود. بسیار بدتر اگر در جای خود می‌ماند و گردآورنده باید با کار بیرون کشیدن آن روبرو می‌شد، زیرا مهرگیاه هنگام بیرون کشیدن از زمین، فریادی گوش‌خراش می‌داد، فریادی چنان وحشتناک که هر کسی در محدودهٔ شنوایی را فوراً می‌کشت. به همین دلیل توصیه می‌شد که گوش‌های خود را محکم بگیرند و سگی را برای انجام این کار ناخوشایند به کار گیرند. قبل از شروع کندن، باید سه دایرهٔ جادویی دور گیاه کشیده می‌شد. پس از آزاد شدن نسبتاً ریشه، یک طناب به دم سگ و سر دیگر آن به ریشه بسته می‌شد. سپس، برای جلوگیری از فریاد مرگبار، باید از صحنه دور می‌شدند، شاید یک تکه گوشت خوشمزه به سمت سگ پرتاب می‌کردند، اما دقیقاً دور از دسترس تا سگ تلاش کند برای آن بپرد و در نتیجه مهرگیاه را از ریشه درآورد. اگر خوش‌شانس بودند، تا آن زمان از محدودهٔ شنوایی خارج می‌شدند. اما سگ، مرده بود... یا اینطور که داستان می‌گوید.

بارتولومه کندن ریشه را در بادهای نامساعد خطرناک می‌دانست و همچنین لازم می‌دانست که تمام شب تا طلوع آفتاب به کندن آن بپردازد. داستان‌های دیگر اصرار داشتند که تنها ریشهٔ مهرگیاهی که به اندازهٔ کافی قدرتمند بود تا این همه کارهای جادویی را انجام دهد، ریشه‌ای بود که در نیمه‌شب از زیر داربست جمع‌آوری می‌شد. ظاهراً، به گفتهٔ داستان، قوی‌ترین مهرگیاه در جایی می‌رویید که خون یا منی یک جنایتکار واقعی زمین را بارور کرده بود. سر و صدای زیادی بر سر این داستان‌های جمع‌آوری وحشتناک به پا شد و مطمئناً کار خود را کرد – حداقل برای فروشندگان کلاهبردار که آن‌ها را اختراع کردند. با توجه به دشواری و خطرات جمع‌آوری این گیاه جادویی، بسیاری از افراد ساده‌لوح ترجیح می‌دادند این کار وحشتناک را به شخص دیگری بسپارند، و به جای اینکه شب‌ها بیرون بروند و در ساعت جادوگران به دنبال این گیاه وهم‌انگیز بگردند، که به هر حال به احتمال زیاد یا خودشان یا سگشان یا هر دو را می‌کشت، با کمال میل پول زیادی برای به‌دست آوردن طلسم خود از یک فروشنده می‌پرداختند.

ریشه‌های مهرگیاهی که در بازار فروخته می‌شدند اغلب «بهبود» داده می‌شدند تا ویژگی‌های انسانی آن‌ها با کنده‌کاری به شکل‌های قابل‌تشخیص‌تر مردانه یا زنانه افزایش یابد و تا ۳۰ سکهٔ طلا به فروش می‌رسیدند. برخی از این فروشندگان طلسم کاملاً خلاق بودند و مجسمه‌های کوچک و فانتزی از ریشه می‌تراشیدند. یک کالای به‌ویژه ارزشمند ریشه‌ای بود که نه تنها کنده‌کاری شده بود، بلکه «مو» نیز رویش داده بود که می‌توانست به شکل ریش یا مدل مو درآید. این کار با قرار دادن دانه‌های ارزن در نقاط مناسب مجسمهٔ تراشیده شده و دوباره دفن کردن آن تا زمانی که این دانه‌ها جوانه بزنند، به دست می‌آمد و نوعی اثر «چیا-مهرگیاه» ایجاد می‌کرد. فروشندگان، که معمولاً دزدانی بی‌وجدان بودند، با سوءاستفاده از ساده‌لوحی مردم، هر سودی که می‌توانستند از این عروسک‌های جادویی به دست آورند، همانطور که ترنر مشاهده می‌کند:
«آن‌ها توسط دزدان حیله‌گر چنان آراسته می‌شوند تا مردم فقیر را مسخره کنند و هم عقل و هم پولشان را از آن‌ها بگیرند.»

البته، در عرض‌های جغرافیایی شمالی، تهیهٔ منابع کافی برای تأمین تقاضای زیاد همیشه آسان نبود. در این موارد، کلاهبرداران ریشهٔ دیگری را جایگزین کرده و آن را به‌عنوان کالای اصل می‌فروختند. در اروپا، جایگزین ترجیحی، علف مار سفید (Bryonia dioica) بود، گونه‌ای کاملاً نامرتبط که اتفاقاً ریشه‌ای نسبتاً مشابه دارد. در آمریکا شانس کمتری برای یافتن کالای اصل وجود داشت، زیرا Mandragora officinarum در آنجا اصلاً رشد نمی‌کند. رایج‌ترین جایگزین «مهرگیاه آمریکایی» یا «سیب مه» (Podophyllum peltatum) بود که آن هم گونه‌ای کاملاً نامرتبط است.

هنگامی که ریشهٔ گرانبها در اختیار داشتید، مشکلات شما به هیچ وجه پایان نمی‌یافت، زیرا ارضای هوس‌های مهرگیاه کار آسانی نبود. باید به طور منظم در شیر یا شراب حمام داده می‌شد، با غذاهای خاصی تغذیه می‌شد (نیازهای دقیق غذایی آن منبع بحث‌های بی‌پایان بود) و در بهترین ابریشم‌های قرمز یا سفید پیچیده می‌شد. حتی اگر تمام خواسته‌هایش برآورده می‌شد، ممکن بود که از انجام وظایف خود دست بردارد، که در این صورت بهتر بود هرچه سریعتر از شر آن خلاص شوید. مشکل این بود که پیدا کردن خریدار برای چنین طلسم فرسوده‌ای دشوار بود. نمی‌شد آن را به سادگی دور انداخت. اگر خریداری پیدا نمی‌شد، ریشهٔ مهرگیاه باید می‌ماند، گاهی اوقات به ضرر آشکار صاحبش، زیرا قدرت آن در برخی موارد می‌توانست علیه او شود و بدشانسی را به دنبال او بیندازد. ناگفته نماند که چنین ریشه‌ای بدهی بود نه دارایی، و در بدترین حالت (اگر امکان خلاصی از آن نبود)، در نهایت با صاحب خود دفن می‌شد و سهم خود را از پاداش‌ها در دروازهٔ بهشت طلب می‌کرد.

به موازات این جادوی رایج «بودا را برای پول بمال»، مهرگیاه همچنین به‌عنوان یک «گیاه جادوگران» مهم ظاهر شد و یکی از مواد کلیدی پماد پرواز افسانه‌ای را تشکیل می‌داد. با توجه به ترکیب شیمیایی آن، احتمالاً در این زمینه بسیار مؤثرتر از یک طلسم خوش‌شانسی بوده است.

تا اوایل دههٔ ۱۵۰۰ بود که گیاه‌شناسان سعی کردند افسانه‌های پیرامون این گیاه را از بین ببرند و به خوانندگان خود اطمینان دهند که بیشتر ریشه‌های مهرگیاه شباهت کمی به انسان دارند، بلکه بیشتر شبیه به هویج فرنگی هستند و در مورد جمع‌آوری ریشه نباید چیزی ترسید، زیرا در تجربهٔ خود آن‌ها مانند هر ریشهٔ دیگری هنگام بیرون کشیدن از زمین رفتار می‌کند. با این حال، اعتقاد به قدرت‌های جادویی آن تا آغاز قرن گذشته به خوبی ادامه یافت و در برخی مناطق روستایی، مردم هنوز وقتی کسی در میان آن‌ها به شانس یا ثروت غیرمنتظره‌ای دست می‌یابد، زمزمه می‌کنند که «حتماً مهرگیاه خود را به کار انداخته است».

کاربردهای جادویی:
به‌عنوان طلسم یا تعویذ؛ مقوی جنسی، جادوی عشق، خوش‌شانسی در تجارت یا قمار، ضدجادو، محافظ، دفع ارواح یا طلسم‌های شیطانی، شکست‌ناپذیری در برابر هر نوع سلاح، پماد پرواز.

مصارف دارویی:
این گیاه حاوی مواد سمی قوی است که در صورت بلعیدن می‌توانند کشنده باشند. از مصرف داخلی خودداری کرده و حتی در مصرف خارجی نیز نهایت احتیاط را به کار برید.

بخش‌های مورد استفاده:
ریشه، برگ، میوه

اثرات:
آرام‌بخش، ضداسپاسم، ضدالتهاب، خواب‌آور و توهم‌زا، قاعدگی‌آور، سقط‌آور، قی‌آور، ضدّدرد

ترکیبات:
آلکالوئیدهای تروپانی: اسکوپولامین، هیوسیامین، آتروپین، ماندراگورین، (کوسکو هیگرین)، (آلکالوئیدهای تروپانی اثر قدرتمندی بر سیستم عصبی مرکزی دارند، نهایت احتیاط توصیه می‌شود)

موارد استفاده:
اگرچه از نظر ترکیب مشابه بلادونا و داتورا است، مهرگیاه در عمل پزشکی یا گیاه‌درمانی مدرن کاربرد کمی دارد. با این حال، در دوران باستان به‌عنوان یک داروی قدرتمند و مهم تلقی می‌شد. ریشه‌ها را برای گرفتن آب‌شان فشار می‌دادند، با شراب مخلوط کرده و سپس با جوشاندن تغلیظ می‌کردند. این به‌عنوان بیهوش‌کننده پیش از جراحی مصرف می‌شد. دوز بسیار حیاتی بود، زیرا مصرف بیش از حد بیمار را برای همیشه به خواب می‌برد. دیوسکوریدس ترکیبی از این آب با عسل و شراب را به‌عنوان مسهل برای دفع «بلغم و صفرا» توصیه می‌کند، که باز هم دوز بسیار حیاتی بود. آب آن همچنین به شیاف اضافه می‌شد که به‌عنوان قاعدگی‌آور و سقط‌آور قوی عمل می‌کرد. استفادهٔ مقعدی آن خواب را القا می‌کرد. برگ‌ها به‌عنوان ضماد روی تورم‌ها، التهاب‌ها و غدد سفت شده استفاده می‌شد. «سیب‌ها» مخدر هستند، ملایم‌تر از ریشه، اما همچنان به اندازه‌ای قوی هستند که در صورت مصرف بیش از حد (مشخص نیست که چه تعداد) می‌توانند بکشند. در زمان دیوسکوریدس، به نظر می‌رسد چوپانان از آن به‌عنوان یک مادهٔ مخدر طبیعی استفاده می‌کردند، اگرچه او هیچ آماری از تلفات گزارش نکرده است، احتمالاً حوادث کشنده در اثر مصرف بیش از حد رخ داده است. بوی سیب‌ها نیز به‌عنوان مقوی جنسی و افزایش‌دهندهٔ قدرت و باروری (به‌عنوان طلسم) در نظر گرفته می‌شد.

---

مهرگیاه (Mandragora officinarum)، یک توهم‌زا با تاریخچهٔ خارق‌العاده، از دیرباز به دلیل سمیت آن شناخته شده و مورد ترس بوده است. تاریخچهٔ پیچیدهٔ آن به‌عنوان یک خواب‌آور جادویی در فولکلور اروپا را هیچ گونه‌ای در هیچ کجا نمی‌تواند برابری کند. مهرگیاه یک درمان جهانی بود. کاربردهای عامیانهٔ آن در اروپای قرون وسطی به طور ناگسستنی با «دکترین امضاء» گره خورده بود، نظریه‌ای قدیمی که معتقد است ظاهر یک شیء نشان‌دهندهٔ خواص ویژهٔ آن است. ریشهٔ مهرگیاه به شکل مرد یا زن تشبیه می‌شد؛ از این رو جادوی آن. اگر مهرگیاه از زمین کنده می‌شد، بر اساس خرافه، فریادهای ماورایی آن می‌توانست جمع‌کنندهٔ آن را دیوانه کند. در بسیاری از مناطق، مردم خواص مقوی جنسی قوی برای مهرگیاه قائل بودند. چنگال خرافی این گیاه در اروپا برای قرن‌ها ادامه یافت.

مهرگیاه، با آلکالوئیدهای تروپانی مانند هیوسیامین، اسکوپولامین و دیگران، یک مادهٔ توهم‌زای فعال در بسیاری از معجون‌های جادوگران اروپا بود. در واقع، بدون شک یکی از قوی‌ترین مواد تشکیل‌دهندهٔ آن آماده‌سازی‌های پیچیده بود. مهرگیاه و پنج گونهٔ دیگر از سردهٔ Mandragora به خانوادهٔ شب‌بویان (Solanaceae) تعلق دارند و بومی منطقهٔ بین مدیترانه و هیمالیا هستند.
🔮 کاربردهای جادویی (جادوگری)

مهرگیاه قرن‌هاست که با قوی‌ترین اعمال جادویی پیوند خورده است. ریشهٔ انسان‌نمای آن، که اغلب به شکل مرد یا زن است، آن را به طلسمی قدرتمند تبدیل کرده است.

· طلسم و تعویذ (Talisman & Amulet): تصور می‌شد ریشهٔ مهرگیاه روحی در خود دارد که برای صاحبش شانس، ثروت و محافظت در برابر ارواح خبیث به ارمغان می‌آورد. در قرون وسطی، از مجسمه‌های مهرگیاه (که پوپت یا مامت نامیده می‌شدند) برای خوش‌شانسی و حتی درمان ناباروری استفاده می‌کردند.
· جادوی عشق و افزایش باروری: این گیاه به ایزدبانوان عشق مانند آفرودیت و هکاته پیوند خورده و به‌عنوان یک مقوی جنسی قوی در معجون‌های عشق به کار می‌رفته است. در کتاب مقدس نیز از آن به عنوان گیاهی برای باروری یاد شده است.
· پماد پرواز (Flying Ointment): مهرگیاه یکی از مواد کلیدی در “پماد پرواز” افسانه‌ای جادوگران بود. ترکیبات توهم‌زای آن با القای حس پرواز و سفرهای ماورایی، این باور را ایجاد می‌کرد.
· دست جلال (Hand of Glory): در فولکلور فرانسه، ریشهٔ مهرگیاه با عنوان “دست جلال” شناخته می‌شد و به‌عنوان طلسمی برای تکثیر سکه‌ها و جذب ثروت استفاده می‌گردید.

🧙‍♂️ کاربردهای شمنی (Shamanism)

در شمنیسم، مهرگیاه به دلیل خواص توهم‌زایی قوی‌اش برای سفرهای روحی و ارتباط با جهان‌های دیگر استفاده می‌شده است.

· مصر باستان: شواهد قوی نشان می‌دهد که مصریان باستان از مهرگیاه برای القای خلسه‌های شمنی در آیین‌های درمانی و معنوی استفاده می‌کردند.
· القای خلسه و رویا: ترکیبات آلکالوئیدی مهرگیاه می‌تواند باعث ایجاد حالت‌های هذیانی و رویاهای شفاف شود که شمن‌ها از آن برای دریافت پیام‌های ماورایی بهره می‌بردند.

🧪 کاربردهای هرمسی و کیمیاگری (Hermeticism & Alchemy)

در سنت هرمسی و کیمیاگری، مهرگیاه نه فقط یک گیاه، بلکه نمادی از راز آفرینش و کیمیا بود.

· هومونکولوس (Homunculus): پاراسلسوس، کیمیاگر معروف، معتقد بود ریشهٔ مهرگیاه در واقع نوعی هومونکولوس (انسان کوچک ساخته‌شده) است که توسط جادوگران اشتباه شناسایی شده است.
· کیمیاگری گیاهی (Spagyrics): در کیمیاگری گیاهی مدرن، از مهرگیاه برای ساخت تنتورهای اسپاژیریک (عصاره‌های کیمیاوی) استفاده می‌شود تا به‌عنوان یک “همراه” یا “معلم” گیاهی با جادوگر کار کند.
· تلفیق شرق و غرب: در دوران معاصر، ناشران علوم غیبی مانند “Mandrake of Oxford” به تلفیق هرمسیسم غربی با سنت‌های شرقی (مانند تانترا) پرداخته‌اند که نشان از جایگاه والای این گیاه در عرفان مدرن دارد.

📜 کاربردها در افسانه‌ها و تاریخ

· فریاد مرگبار: معروف‌ترین افسانه این است که مهرگیاه هنگام کنده شدن از زمین، فریادی چنان مهیب سر می‌دهد که هر کس آن را بشنود، می‌میرد. به همین دلیل برای کندن آن از سگ استفاده می‌کردند.
· گردآوری در زیر چوبهٔ دار: قوی‌ترین مهرگیاه‌ها را در نیمه‌شب و زیر چوبهٔ دار جمع‌آوری می‌کردند، جایی که اعتقاد بر این بود که از خون یا منی یک جنایتکار به‌دست آمده است.
· ارواح زمینی: ریشهٔ مهرگیاه در اختیار “ارواح تاریک زمین” تصور می‌شد و همین امر قدرت ترسناک و در عین حال جادویی آن را دوچندان می‌کرد.

---

⚠️ هشدار مهم و نهایی:
تمامی بخش‌های گیاه مهرگیاه به شدت سمی هستند. مصرف خوراکی آن می‌تواند کشنده باشد و حتی تماس پوستی با آن نیز خطرناک است. اطلاعات فوق صرفاً جنبهٔ تاریخی و فرهنگی دارد و به هیچ وجه توصیه‌ای برای استفاده نیست.

No comments: